تبليغاتX
دیروز امروز فردا

دیروز امروز فردا

مشکلات خود را بر ماسه ها بنویسید و موفقیتهایتان را بر سنگ مرمر (پرمودبترا)

عشق خداوند مانند اقيانوس ا‌ست.......

خدا وقتي امروز پنجره‌ي رو به بهشت را باز کرد، مرا ديد و پرسيد: «فرزندم، بزرگ‌ترين آرزوت براي امروز چيه؟» پاسخ گفتم: «خدايا، لطفامواظب کسي که داره اين نوشته رو مي‌خونه باش، و همين‌طور خانواده‌ش، و دوستان خوبشون. شايستگيش رو دارن و من هم خيلي دوستشون دارم.» عشق خداوند مانند اقيانوسي‌ست؛ آغازش پيداست و پايانش ناپيدا.

فرشته‌ها وجود دارن، اما بعضي وقت‌ها چون بال ندارن، ما بهشون مي‌گيم دوست.

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1384ساعت 21:5  توسط بنده خدا  | 

هنوزم در پی اونم........

هنوزم در پی اونم.که میشه عاشقش باشم.مثل دریای من باشه.منم چون قایقش باشم.

هنوزم در پی اونم.که عمری مرهمم باشه.شریک خنده و شادی.رفیق ماتمم باشه.

خدایا عشق من پاکه.اگرچه عشقی از خاکه.......

منم اون عاشق خاکی که از عشق تو دلچاکه.....

هنوزم در پی اونم.که اشکامو روی گونم.با اون دستای پر مهرش کنه پاکو بگه جونم.

بگو جونم نکن گریه.منم اینجام بزار دستاتو تو دستام.تو احساس منو میخوای.منم ای گل تو رو میخوام....

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 21:41  توسط بنده خدا  | 

دیگه چیزی از...................نمی پرسم!!!

از گورخري پرسيدم:تو سفيدي راه راه سياه داري، يا اينكه سياهي راه راه سفيد داري؟
گورخر به جاي جواب دادن پرسيد:
تو خوبي فقط عادت‌هاي بد داري، يا بدي و چندتا عادت خوب داري؟
ساكتي بعضي وقت‌ها شلوغ مي‌كني، يا شيطوني و بعضي وقتها ساكت مي‌شي؟
ذاتا خوشحالي بعضي روزها ناراحتي، يا ذاتا افسرده‌اي و بعضي روزها خوشحالي؟
لباس‌هات تميزن فقط پيراهنت كثيفه، يا كثيفن و شلوارت تميزه؟
و گورخر پرسيد و پرسيد و پرسيد و پرسيد و پرسيد، و بعد رفت!
نتيجه اخلاقي: ديگه هيچ وقت از گورخرها درباره راه‌راه‌هاشون چيزي نمي‌پرسم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 19:50  توسط بنده خدا  |