چه زیباست به خا طر تو زیستن...............
چه زیباست به خاطر تو زیستن
و برای تو ماندن بپای تو مردن و به عشق تو سوختن
و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن برای تو گریستن
و به عشق و دنیای تو نرسیدن ایکاش می دانستی بدون تو
مرگ گواراترین زندگیست بدون تو و به دور از دستهای مهربانت
زندگی چه تلخ و ناشکیباست ایکاش میدانستی مرز خواستن کجاست
و ایکاش میدیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد
حرفها را گاه نمیتوان گفت من لحظه های با تو بودن را با اشکهایم
تراعی می کنم
و عطر نفس های تو را در بندبند وجودم می بلعم..............
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 20:57  توسط بنده خدا
|
عشق از نگاه خودم......
عشق وقتیه که مادر بزرگ من ارتروز گرفته، نمی تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاک بزنه. پدر بزرگم این کار رو براش میکنه ،حتی حالا که دستاش ارتروز گرفتن.
عشق وقتیه که مامان برای بابا قهوه درست میکنه قبل از اینکه بده به بابا امتحانش میکنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه.
عشق وقتیه که شبها مامان من و میبوسه تا خوابم ببره.
عشق وقتیه که مامان بهترین تیکه مرغ رو میده به بابا.
عشق اون چیزیه که لبخند رو وقتی خسته ای به لبت میاره.
عشق مثل یه پیرزن و پیرمرد کوچولو می مونه که هنوز با هم دوست هستن بعد از سالها زندگی.
عشق وقتیه که سگت می پره بغلت و صورتت رو لیس میزنه حتی اگه تمام روز تنهاش گذاشته باشی.
و در آخر عشق وقتیه که مامان بابا رو خندان می بینه و بهش میگه که هنوز از رابرت ردفورد خوش تیپ تره.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 18:30  توسط بنده خدا
|
ما همه نیاز مند عشقیم........
ما همه نیاز مند عشقیم. عشق بخشی از سرشت انسانی است، به همان انداره خوردن، نوشیدن، و خفتن.
گاهی به هنگام تماشای یک غروب زیبا، خود را کاملا تنها می یابیم و می اندیشیم: این زیبایی اهمیت ندارد، چون کسی را ندارم که با او در این زیبایی سهیم شوم.
در چنین مواقعی باید بپرسیم: چند بار نثار کردن عشقمان را از ما خواسته اند و ما امتناع کرده ایم؟ چند بار ازنزدیک شدن به کسی و گفتن آن که دوستش داریم، ترسیده ام ؟
از تنهایی حذر کنید. به اندازه خطرناک ترین داروهای مخدر خطرناک است. اگر غروب برای شما دیگر معنایی ندارد، فروتن باشید و به دنبال عشق برخیزید. بدانید که همچون بقیه برکتهای روحانی، هر چه بیشتر حاضر به بخشش باشید ، بیشتر دریافت می کنید.....
پائولو کوئیلو
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 17:53  توسط بنده خدا
|
دست زندگی.....

به يکديگر مهر بورزيد
ولی از مهر بند نسازيد
همانگونه که تارهای ساز تنها هستند
با ان که از يک نغمه به ارتعاش در می ايند
دل خود را به يکديگر بدهيد
اما نه برای نگهداری زيرا که تنها دست زندگی می تواند دلهايتان را نگه دارد ..........
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 19:20  توسط بنده خدا
|