عشق يك لحظه ‹‹ناب›› و تكرار نشدني است....

عشق يك لحظه ‹‹ناب›› و تكرار نشدني است كه تنها بهانه اي مي خواهد براي اينكه دريابي روحت با او كه دوستش مي داري پيوندي ديرين دارد كه به هيچ روي زميني نيست و به ‹‹آني›› هم فرو نخواهد نشست.
اما بر خلاف عاشق شدن ، دوست داشتن هنري است كه بايد بياموزي اش و در آن ورزيده شوي . دوست داشتن پيوندي ديرين با ‹‹چشم پوشي›› ، ‹‹بد نديدن›› و ‹‹ستايش زيبايي ها›› دارد. اگر عشق لحظه اي ناب و تكرار نشدني است ، دوست داشتن تمركزي تمام وقت مي طلبد . نبايد پايت بلغزد ، دلت نبايد هرزه گردي كند ، به قول امروزي ها ‹‹گريز نبايد بزني›› . ‹‹دوست داشتن›› عادتي سخيف نيست بلكه صفتي شريف است . اگر عشق ‹‹جوششي›› آني است ، دوست داشتن مستلزم كوششي ‹‹طولاني›› است كه چه بسا يك عمر به درازا بكشد.
و خودخواهي هاي ما ‹‹عشق›› و ‹‹دوست داشتن›› را بدنام كرد ؛ يكي از عشق مي گويد اما اسير اسافل شده و عاشق ‹‹تن
جويي›› است ، ديگري لاف دوست داشتن مي زند اما دلش هرزه گرد است و اين و آن را مانند ‹‹ساندويچ نيم خورده›› گاز
گاز مي كند.
هميشه با خود مي گويم ؛ هرگز جاي نااميدي نيست . همه اين كاستي ها و نواقص را بر حضرت عشق عرضه خواهیم كرد تا‹‹دولت عشق›› بيابیم و روحمان چشمه زاينده اي شود براي دوست داشتن و عشق ورزيدن.
+ نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1384ساعت 14:30  توسط بنده خدا
|
من پرنده نیستم....
قفس برای پرنده هاست
اما کدامين پرنده قفس را دوست دارد
من پرنده نيستم
اماسال هاست که دلم
درقفس تنهايی محبوس است
دستی کو تا اين قفس را بگشايد
وپرواز رابرمن بياموزد؟

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 11:27  توسط بنده خدا
|
سخنانی از پائولو کوئلیو.......
تنهایی میتواندباعث ارتباط انسان با جهان نامرئی شود
اما باعث نابودی ارتباط او باانسانهای دیگرنیز خواهد شد
چه چیزی تورا از خویش متنفر می کند؟
شاید همواره از اشتباه ترسیدن
عشق حقیقی اجازه میدهد هر کس راه خویش را پی بگیرد
انسان باید سرنوشت خودرا انتخاب کند,نه اینکه انرا بپذیرد
لازم نیست ادم از کوهی بالابرودتا بفهمدبلنداست
وقتی درمسیری که همیشه می خواسته ایم حرکت کنیم,غم تا ابد دوام ندارد
کشتی در ساحل بسیار امن تر است ,اما به این دلیل ساخته نشده.
هر که باشی و هرکار بکنی ,وقتی چیزی را از ته دل طلب می کنی,
از این رو است که این خواسته در روح جهان متولد شده
عشق, تنها وقتی میمیرد به ارامش میرسد.
عشق زنده,همواره با تعارض همراه است
اگر گذشته ای داری که ناراحتت می کند, همین حالا فراموشش کن
سرگذشت تازه ای برای زندگی ات بساز و به ان ایمان داشته باش
ایمان, فتحی دشوار است وبرای استقرار,نیازمند نبردهای روزمره.....
+ نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 22:10  توسط بنده خدا
|
کلبه عشق.....
یه تکه نون.حلال و پاک.....سبزه و یک گلدون خاک.....یه کلبه و حوض و چمن.....یه عشق بیتاب.تو و من
بده دستاتو به دستم.....تا با هم کلبه بسازیم.....کلبه ای پر از من و تو.....از من و تو.ما بسازیم..........
دور بشیم از همه مردم.....واسه درد هم بمیریم.....با ستاره ها بخوابیم.....با ترانه جون بگیریم............
کلبه ای اندازه ی عشق.....باغچه ای.حوض و گلدون.....سر تو باشه روشونم.....مثل لیلا مثل مجنون...
تو بشی مادر گلها.....من بشم بابای بارون.....
من واسه تو.تو واسه من.....کلبه ای میخوام که تو باغچش پر باشه از یاسمن..................................
حیاطشم سرتاسرش باشه چمن.....فقط واسه تو.واسه من.....تو کلبمون خدا باشه.........................
خوشبختیمون قدر تموم آسمون.....صاف و بی انتها باش.....
کلبه ای اندازه ی عشق...................
+ نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 22:21  توسط بنده خدا
|
با من بمان......
با من بمان...بمان ،بمان
بمان در خیالم در اوج افکارم
بمان در آخرین کلماتم
بمان در سکوت تنها ترین شبم
بمان ... بمان،بمان
بمان به وسعت دنیایم که از تو دارم
بمان به شور اشکهایم
بمان به تمام لحظاتم
بمان ...بمان ، بمان
باید بمانی ،میمانی...خواهی ماند
....در افکارم و خیال عاشقم
+ نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1384ساعت 21:18  توسط بنده خدا
|