تبليغاتX
دیروز امروز فردا

دیروز امروز فردا

مشکلات خود را بر ماسه ها بنویسید و موفقیتهایتان را بر سنگ مرمر (پرمودبترا)

بگذار گریه کنم.......

در شهری به نام عشق کوهی است به نام محبت
در این کوه رودی است به نام صفا
در این رود آبراهی میرود به نام وفا
سر انجام این آبراه به آبگیری میریزد به نام وداع
بگذار گريه كنم براي عاطفه اي كه نيست و
دنيايي كه انجمن حمايت از حيوانات دارد اما انسان
پا برهنه و عريان ميدود


براي دنيايي كه زيست شناسان رمانتيكش سوگوار
انقراض نسل دايناسورند
بگذار گريه كنم براي انساني كه راه كوره هاي
مريخ را شناخته است اما هنوز!
كوچه هاي دلش را نمي شناسد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 21:25  توسط بنده خدا  | 

بر ما ببخشائید....

بر ما ببخشاييد اگر عشق را در زندگي و عاطفه را در عشق نيــــــافتيم
بر ما ببخشاييد اگر عدالت را دست يافتني و انسانيت را در عدالت نيافتيم
بر ما ببخشاييد اگر صداقت را در دوستي و حقيقت را در صداقت نيـافتيم
بر ما ببخشاييد اگر عاشقي را در زمان و عشق را در عاشقي نيــــــافتيم
بر ما ببخشاييد اگر بصيرت را در دانايي و كمال را در بصيرت نيــــافتيم
بر ما ببخشاييد اگر حقيقت را در تاريخ و انسان را در حقيقت نيـــــافتيم
بر ما ببخشاييد اگر جوانه را در خاك و اميد را در جـــــوانه نيـــــــافتيم
بر ما ببخشاييد اگر هستي را لايق بودن و بودن را لايق هستي نيـــافتيم..............

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 21:14  توسط بنده خدا  |