
در هجوم وحشی با کویر
نفس شعله افروخته ای می گیرد
ساقه ای می شکند
غنچه سرخ دلش می گیرد
و صدایی است که در زمزمه باد مرا می گوید :
خشت در خانه آب می میرد
دلم از غربت خود می گیرد
خدایا :
از این همه نعمت هایی که به من دادی فقط بخشیش رو بحساب میارم ، بگذار به حساب نادونیم .
نمیتونم شکر همون نعمت هایی رو هم که بحساب میارم رو بجا بیارم ، بگذار به حساب ناتوانیم.
بخاطر داشتن خدایی به این مهربانی به خودم میبالم و دوستت دارم .................
عشق و ازدواج.....
شاگردي از استادش پرسيد: عشق چیست؟
استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را
بياوراما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش كه نمي تواني
به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.استاد
پرسيد:چه آوردي؟ و شاگرد با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو
ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت
ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم
استاد گفت: عشق يعني همين
شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟
استاد به سخن آمد كه:به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به
ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي
شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت. استاد
پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:به جنگل رفتم و
اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو
بروم، باز هم دست خالي برگردم
استاد باز گفت:ازدواج هم يعني همين..............!!
تو هر زمان بخواهی می توانی با خدای خودت یکی شوی ، سرمستی و وجد ناشی از وحدت با خدا سبب می شود دید تو نسبت به اشیا به کلی عوض شود. در ان صورت تو نوازش نسیم را به گونه دیگری برچهره خود حس می کنی . صدای چلچله ها را در زیر گنبد فیروزه فام آسمان ، در شب پر ستاره تابستان به گونه دیگری می شنوی. تو رنگین کمان را با ابهتی خاص ستایش می کنی و صدای نوزاد تازه به دنیا آمده را به شکلی آهنگین می شنوی .
تو آخرین شعاع تابش خورشید را در یک غروب پاییزی و آخرین نفس های محتضر را در واپسین دمهای حیات به گونه ای متفاوت حس و تجربه می کنی .
خداوند می فرماید:
من همواره و همه جا با تو هستم . هم اکنون و تا ابد .
من و تو یکی هستیم . هم اکنون و تا ابد .
۱-آخرین برگ سفرنامه ی باران این است که زمین چرکین است.
۲-چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب اسب در حسرت خوابیدن گاریچی مرد گاریچی ، در حسرت مرگ !
۳-زندگی مثل یک سفر است ، دراین سفر مهم نیست سوار جه وسیله ای شویم مهم این است که در کدام ایستگاه پیاده شویم.

