انسان ها به دنیا می آیند تا زندگی کنند
نه این که خود را برای زندگی آماده کنند!

مشکلات خود را بر ماسه ها بنویسید و موفقیتهایتان را بر سنگ مرمر (پرمودبترا)
انسان ها به دنیا می آیند تا زندگی کنند
نه این که خود را برای زندگی آماده کنند!

حق است تنها به این دلیل که انسان را از نعمت خون گریستن
برخوردار کردی تو را بنامیم،بستاییم،بپرستیم؟
زاهد افتاده ی درگاه تو باشیم ،صوفی محتاج دریای محبت تو
باشیم؟
خداوندا،هرگز نمی پرستیم چرا عذاب را بدان حد رساندی که
به های های گریه محتاجمان کنی،نمی پرستیم،فقط سپاس
میگویم،که از پی هر عذاب توان ورخصت گریمان دادی...
خداوندا،جز حق گریستن،بلند و با صدا گریستن،و با طنین گریه
دیوارهای خوشونت را فرو ریختن،از تو هیچ نمی خواهیم،
هیچ...
آن هنگام که از آرامش و سکون که پروردگار تجلی آن است دور شدی
خدا را صدا بزن
و خداوند آنجا خواهد بود
با حقیقت ...
با نور ...
با عشق ...
خدایا قلبم تشنه نور و عشق توست !
هر روز به افکار و آرزوهایم بیا !
به رویاهایم در خنده هایم و در اشک هایم.
از سر رحمتت در فراموشی هایم پدیدار شو.
به عبادتم به کار زندگی و مرگم بیا!
از سر لطف و عشق با من باش !

جهان مدام عوض می شود، اما تجربه سکوت و لذت آن، یکسان می ماند . این تنها چیزی است که می توانی به آن تکیه کنی، تنها چیزی است که هرگز نمی میرد . سکوت تنها چیزی است که می توانی جوهر وجودت بنامی........
یه روز عشق و دیوانگی و محبت و فضولی داشتن با هم قایام باشک بازی می کردن
تا نوبت به دیوانگی رسید دیوانگی همه راپیدا کرداما هرچی گشت اثری ازعشق نبود
فضولی متوجه شدکه عشق پشت یک بوته گل سرخ قایم شده
و دیونگی رو خبر کرد و دیونگی یک خار بزرگ برداشت
و در بوته ای گل سرخ فرو کرد صدای فریاد عشق بلند شد
وقتی همه به سراغش رفتند دیدند چشمانش کور شده است
و دیوانگی که خودشو مقصر می دانست تصمیم گرفت همیشه عشق را همراهی کند
و از اون روز به بعد وقتی عشق سراغ کسی می رود دیوانگی هم همراهش است
این قانون برگ است که بیفتد, این قانون باد است که به سقوط برگ معنا بدهد,
قانون ماه عشوه امدن برای دریا قانون دریا برخواستن از خاک برای معشوق
قانون انسان زندگی است و قانون زندگی مرگ..........