تبليغاتX
دیروز امروز فردا

دیروز امروز فردا

مشکلات خود را بر ماسه ها بنویسید و موفقیتهایتان را بر سنگ مرمر (پرمودبترا)

تعریف چند اصطلاح مهم:

یهود: کلمه ی یهود برگرفته از یهودا است . یهودا یکی از اسباط بوده و کلمه ی یهودی در گذشته (قرن ۶ قبل از میلاد ) فقط به قوم یهودا گفته میشد . ولی بعد از اسارت بنی اسرائل و آزادی آنها این نام به تمامی بنی اسرائیل به کار رفت .
بنا بر تعریفی دیگر می توانیم بگوییم : یهود و یهودی به کسانی اطلاق میشود که قائل به نوبت موسی علیه السلام و همچنین برخی از پیامبران قبل و بعد از آن (تا عیسی ع) هستند . و همچنین قائل به کتاب  .(کتاب مقدس و تلمود)

بنی اسرائیل:  قوم اسرائیل است و از متون مقدس این چنین برداشت می شود که اسرائیا لقب یعقوب ، فرزند اسحاق و نواده ی ابراهیم است . این قوم نیای خود را ابراهیم می داند  و از این جهت قوم خود را قوم اسرائیل یا بنی اسرائیل می خواند .و خود را فرزند یعقوب می داند .

عبرانی:  عنوان دیگری است که برای آن قوم به کار می رود . و زبان مخصوص دین یهود نیز از همین نام گرفته شده . در کتاب مقدس در سفر پیدایش این اسم برای قوم حضرت ابراهیم به کار رفته اما در سفر خروج این اسم در خصوص بنی اسرائیل به کار رفت .  حال برای اینکه چرا کلمه ی "عبرانی" به کار رفته دو احتمال وجود دارد :
1- یکی از اجداد ابراهیم فردی بود به نام «عابر»(سفر پیداش) به این جهت او قومش را به این نام خواندند .
2- احتمال دیگر اینکه حضرت ابراهیم و قومش از رود فرات عبور کردن و به کنعان رفتند از همین رو کنعانیان آنها را عبرانیان (به معنی عبور کنندگان) خواندند .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1384ساعت 15:1  توسط بنده خدا  | 

صهیونیسم به معنای دین در یهود.....

واژه (صهیون) در میراث دینی یهود به کوه صهیون و بیت المقدس و به طور اعم بر سرزمین مقدس اطلاق می شود. یهودیان، خویشتن را (زاده صهیون) می دانند. همچنین این واژه برای اشاره به یهودیان به عنوان یک گروه دینی به کار می رود. بازگشت به صهیون در نسخ دینی یهود، یک اندیشه محوری است . زیرا پیروان این مکتب اعتقاد دارند که ماشیاح رهایی بخش (حضرت مسیح(ع) منجی یهودیان)! در واپسین روزها ظاهر خواهد شد تا ملتش را به سوی سرزمین صهیون رهبری کند و با فرمانروایی بر جهان ، دادگری و آسایش را برقرار سازد.

واژه صهیون در وجدان دینی یهود دارای بازتابهای دینی شاعرانه است. مزمور شماره 137/1 پس از ذکر مهاجرت اجباری یهودیان به بابل ، از زبان آنان آمده است:

« بر ساحل رودخانه بابل نشستیم، چون صهیون را به یاد آوردیم اشکهایمان جاری شد.»

 

در کتاب مقدس به این پیوند که معمولا (عشق صهیون) خوانده می شود، اشاره های متعددی رفته است. این عشق، از خلال برگزاری نماز و مراسم گوناگون دینی و گاه، بندرت ، به شکل عزیمت به فلسطین برای زندگی در آن به منظور مجاورت و پرستش، تجلی می یابد.از این رو ، مهاجران یهودی وقتی در فلسطین استقرار می یافتند، کار نمی کردند و امور زندگی شان را از طریق صدقه هایی می گذراندند که اقلیتهای یهودی از اکناف جهان برای آنان می فرستادند. زندگی در فلسطین یک عمل معنوی به شمار می رفت نه یک کار دنیوی؛ و پاداش آن در آخرت خواهد بود. بنابراین، این عمل با شهرک سازی صهیونیستی چندان ارتباطی ندارد، خصوصا اینکه یهودیت خاخامی «ارتدوکسی» (سنت گرا) تلاش کنونی برای بازگشت دسته جمعی به فلسطین را نوعی بدعت گذاری و حرام می داند همانند«دحیکات هاکتس» ، معنای حرف به حرف این عبارت عبری (تلاش برای تسریع در فرجام کار ) است یعنی فشار آوردن برای مجبور کردن مسیح (ع) به ظهور! زیرا یهودیت بر این باور است که بازگشت به سرزمین موعود در همان زمان که پروردگار مشخص نموده و به شیوه ای که او تعیین می کند انجام خواهد شد و این کار به دست بشریت انجام پذیر نیست. این گرایش دینی صهیونیسم نه با شهرک سازی صهیونیستها ارتباط دارد و نه با آنچه اکنون « صهیونیسم دینی » خوانده می شود.

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1384ساعت 16:50  توسط بنده خدا  | 

صهیونیسم...

حتما در مورد این عکس نظر بدید. میخوام بدونم در مورد صهیونیسم چه جوری فکر میکنید:

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 22:24  توسط بنده خدا  | 

به دیدارم بیا.....

به ديدارم بيا هر شب

در اين تنهايي تنها و تاريک خدا مانند

دلم تنگ است.

بيا اي روشن ....  اي روشنتر از لبخند

 شبم را روز کن در زير سرپوش سياهي ها

دلم تنگ است.

بيا بنگر چه غمگين و غريبانه

 در اين ايوان سرپوشيده وين تالاب مالامال

دلي خوش کرده ام با اين پرستوها و ماهي ها

 و اين نيلوفر آبي و اين تالاب مهتابي.

شب افتاده است و من تنها و تاريکم ....

و در ايوان من ديريست

در خوابند

پرستوها و ماهي ها و آن نيلوفر آبي

بيا اي مهربان با من !

بيا اي ياد مهتابي !

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 11:9  توسط بنده خدا  | 

یا علی....

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 20:48  توسط بنده خدا  | 

ما چقدر فقیر هستیم......

روزی یک مرد ثروتمند، پسر کوچکش را به یک ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند. آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید:" نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟" پسر پاسخ داد:" عالی بود پدر!" پدر پرسید:" آیا به زندگی آنها توجه کردی؟" پسر پاسخ داد:" بله پدر!" و پدر پرسید:" چه چیزی از این سفر یادگرفتی؟" پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت:" فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا. ما در حیاطمان فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد. ما در حیاطمان فانوسهای تزئینی داریم و آنها ستارگان را دارند. حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود، اما باغ آنها بی انتهاست!" با شنیدن حرفهای پسر، زبان مرد بند آمده بود. پسر بچه اضافه کرد:" متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم!"

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 20:44  توسط بنده خدا  | 

اختیار و تقدیر...

ته یک فنجان قهوه به دنبال سعادتی موهوم هستیم که قبل ازپدید آمدن ما برایمان مقدرشده است . بی دلیل فکرخودرامشغول وذهن خودرا آزار می دهیم.زندگی  درمسیرتقدیربه زعم تصورات ما همواره دستخوش تصادفات وتحولاتی است که خارج از کنترل ما است. آنچه که تفکرات ما را به داشتن اختیار درزندگی سوق می دهد معدود حوادثی است که دربروزآن اختیاروتقدیرهمسو شده اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 20:43  توسط بنده خدا  |